به گزارش قدس آنلاین، پس از نزدیک به ۸۰ روز خاموشی، تابلوهای بورس در روزهای میانی همین هفته بار دیگر روشن میشوند.
در شرایطی که طی هفتههای گذشته بخشی از بازارهای مالی بهتدریج فعالیت خود را از سر گرفته بودند، اکنون نوبت به مهمترین بخش بازار سرمایه رسیده تا دوباره به جریان معاملات بازگردد.
بازار سرمایه ایران در تمام سالهای فعالیت خود تعطیلیهای مقطعی و بحرانهای مختلفی را تجربه کرده است، اما توقف اخیر، طولانیترین وقفه عملیاتی بورس در تاریخ معاصر آن به شمار میرود؛ وقفهای که حالا قرار است از سهشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ پایان یابد.
بورس در ماههای اخیر همزمان با جنگ رمضان، در وضعیت تعلیق قرار گرفت تا از تشدید رفتارهای هیجانی و آسیب بیشتر به دارایی سهامداران جلوگیری شود. بر اساس اعلام حمید یاری معاون نظارت بر بورسها و ناشران سازمان بورس و اوراق بهادار با انجام هماهنگیهای لازم و اخذ مجوزهای مربوطه، معاملات سهام، صندوقهای سرمایهگذاری سهامی و ابزارهای مشتقه از روز سهشنبه از سر گرفته خواهد شد.
او تاکید کرده که توقف معاملات از ابتدای جنگ، با هدف صیانت از سرمایه سهامداران و ایجاد امکان تصمیمگیری مبتنی بر اطلاعات شفافتر انجام شد و اکنون با بازگشایی بازار سهام، عملا تمامی ارکان بازار سرمایه دوباره فعال خواهند شد.
طولانیترین سکوت تالار شیشهای
بورس تهران پیش از این هم طعم تعطیلی را چشیده بود. از اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ گرفته تا روزهای نخست همهگیری کرونا. اما آنچه از دهم اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، دیگر یک توقف مقطعی یا احتیاط کوتاه مدت نبود.
بازار سهام ایران برای نزدیک به ۸۰ روز عملا قفل شد. این رکورد هم در تاریخ بورس تهران و هم در بازارهای منطقه درگیر جنگ و بحران کم سابقه بود.
حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران از همان نخستین ساعات، فضای نااطمینانی شدیدی را به اقتصاد تحمیل کرد و بر این اساس سازمان بورس یک روز بعد، تعطیلی معاملات را اعلام کرد. این تصمیم در ابتدا موقت به نظر میرسید اما با گسترش ابعاد جنگ و ابهام درباره وضعیت صنایع بزرگ بورسی به طولانیترین توقف معاملاتی تاریخ بازار سرمایه ایران تبدیل شد. بخش مهمی از پتروشیمیها و فولادسازان بزرگ کشور در جریان حملات آسیب دیدند و همین موضوع، مساله افشای اطلاعات و برآورد سودآوری شرکتها را به یکی از گرههای اصلی بازگشایی تبدیل کرد.
در تمام این مدت، بورس تهران تقریبا تنها بازار منطقه بود که چراغش خاموش شد. در عربستان و امارات، معاملات فقط دو روز متوقف شد. قطر، عمان و بحرین حتی یک روز هم بازار را تعطیل نکردند و در آمریکا هم وال استریت در طول جنگ بدون تعطیلی به کار خود ادامه داد. البته همه این بازارها ریزش را تجربه کردند و با افت شاخصها بخشی از سرمایهها از بازار خارج شد، اما اصل «کشف قیمت» متوقف نشد.
ناگفته نماند به باور کارشناسان تفاوت اصلی بورس تهران با این کشورها در ساختار بازارهاست. بورس تهران همچنان بازاری کم عمق با سهم بالای سرمایهگذاران خرد است؛ بازاری که در آن رفتارهای هیجانی، صفنشینی و تصمیمگیری جمعی نقش پررنگی دارد و در چنین شرایطی، سیاستگذار ترجیح داد به جای پذیرش نوسان، کل بازار را متوقف کند حال آنکه در بازارهای توسعه یافته یا حتی بسیاری از بورسهای منطقه، ابزارهای پوشش ریسک، بازارگردانهای قدرتمند و حضور سنگین سرمایهگذاران نهادی اجازه میدهد بحران بدون تعطیلی کامل مدیریت شود.
از آبان ۹۸ تا کرونا؛ بورس همیشه بازگشته است
اگر تاریخ بورس تهران یک درس روشن داشته باشد، این است که بازار سرمایه ایران بارها و هرچند با شوک اولیه و ریزش سنگین از دل بحران برگشته است.
در دی ۱۳۹۶ همزمان با اعتراضات سراسری، بورس سه روز تعطیل شد و پس از بازگشایی حدود دو درصد افت کرد، اما این ریزش چندان ماندگار نبود. دو سال بعد و در آبان ۱۳۹۸، افزایش ناگهانی قیمت بنزین و اعتراضات گسترده، دوباره دکمه تعطیلی بورس را فشرد. بازار پس از بازگشایی با افتی سنگینتر مواجه شد؛ صفهای فروش شکل گرفت و سهام خودرویی و پالایشی بیشترین فشار را تحمل کردند. اما تنها چند هفته بعد، همان بازار وارد یکی از تاریخیترین دورههای صعود خود شد.
کرونا هم اگرچه بزرگترین تعطیلی بورس پیش از بحران اخیر را رقم زد، اما پایان داستان باز هم متفاوت بود. در اسفند ۱۳۹۸ همزمان با قرنطینه و شوک ناشی از همهگیری، معاملات برای حدود دو هفته متوقف شد. بازار در نخستین روز بازگشایی افت محسوسی را تجربه کرد، اما خیلی زود مسیر معکوس در پیش گرفت و در تابستان ۱۳۹۹ شاخص کل از مرز دو میلیون واحد عبور کرد و ترکیب تورم انتظاری، ورود نقدینگی گسترده و هجوم سرمایهگذاران تازه وارد، بورس را به کانون داغ سرمایهگذاری تبدیل کرد.
چرا ادامه تعطیلی بورس، تدبیر بهتری است؟
به عقیده برخی صاحبنظران بازار سرمایه بر اساس تجربه جهانی، بازار بسته الزاما بازار امنتری نیست و تعطیلی طولانی، ریسک را نه حذف بلکه پنهان میکند. بر این اساس طی ۸۰ روز گذشته، فشار فروش در پشت درهای بسته انباشته شده، امکان کشف قیمت از بین رفته است و سهامداران عملا قدرت مدیریت دارایی خود را از دست دادهاند.
این کارشناسان معتقدند بازگشایی شتاب زده در شرایط فعلی، میتواند هزینهای سنگینتر از تداوم توقف معاملات به بازار تحمیل کند. نوید خاندوزی یکی از همین تحلیلگرانی است که باور دارد در فضای مبهم و پرریسک کنونی، باز شدن بازار الزاما توام با شفافیت نیست.
او با اشاره به اختلال گسترده در روند انتشار اطلاعات شرکتها پس از جنگ رمضان، تاکید میکند که هنوز تصویر دقیقی از میزان آسیب واردشده به بسیاری از بنگاههای بزرگ بورسی از وضعیت تولید و فروش گرفته تا تامین مواد اولیه و تداوم فعالیت زنجیرههای وابسته وجود ندارد. به گفته خاندوزی، در چنین شرایطی بازگشایی بورس به جای کشف قیمت واقعی به شکلگیری قیمتهایی هیجانی و غیرواقعی منجر شود.
او معتقد است هر چند بورس ایران به واسطه حضور بیش از ۴۰ صنعت مختلف از ظرفیت قابل توجهی برای بازیابی برخوردار است، اما اثر جنگ بر همه صنایع یکسان نبوده و برخی برخی بنگاههای بزرگ و زنجیرههای وابسته به آنها بهطور مستقیم تحت تأثیر قرار گرفتهاند از همین رو افشای حداقلی اطلاعات را نمیتوان مبنای مناسبی برای بازگشایی دانست.
خاندوزی بر این باور است که پیش از بازگشت معاملات، شرکتها باید تصویری روشن از وضعیت عملیاتی، ذخایر، فروش، زنجیره تامین و برنامههای مدیریت بحران خود ارائه دهند. به اعتقاد او حتی پس از بازگشایی نیز بازار بدون برخورداری از منابع حمایتی قوی در معرض موجهای شدید هیجانی قرار خواهد داشت.
بورس بعد از جنگ؛ از تخلیه ترس تا تامین مالی بازسازی
رفت و برگشتهای بورس طی سالهای گذشته برخی از تحلیلگران را هم به این نتیجه رسانده که ریزش احتمالی پس از بازگشایی، لزوما به معنای فروپاشی بازار نیست و با وجود نگرانیها درباره ریزش احتمالی بورس پس از بازگشایی، برخی تحلیلگران معتقدند آنچه در روزهای نخست رخ میدهد، لزوما نشانه فروپاشی بازار نیست، بلکه بخشی طبیعی از فرآیند بازگشت به تعادل است.
محمدرضا اعلمی با چنین نگاهی، نوسانات ابتدایی بازار را مرحله اجتنابناپذیر کشف قیمت توصیف میکند؛ مرحلهای که به گفته او فشار فروش انباشته شده طی هفتههای تعطیلی تخلیه میشود و بازار بهتدریج خود را با واقعیت جدید اقتصادی و سیاسی تطبیق میدهد.
به گفته او تجربه بازارهای جهانی نشان میدهد بورسهایی که پس از بحرانهای امنیتی یا جنگ بازگشایی میشوند، معمولا در هفتههای ابتدایی رفتاری پرنوسان و رفتوبرگشتی دارند، اما پس از فروکش هیجانات اولیه، دوباره متغیرهای بنیادی تعیینکننده مسیر بازار میشوند.
اعلمی معتقد است اگر فضای آتشبس و ثبات نسبی تداوم پیدا کند، بازار سرمایه نیز بهتدریج واکنش متفاوتی نشان خواهد داد و کاهش ریسکهای سیستماتیک، روشنتر شدن ابعاد خسارتها، بازگشت زنجیره تامین و انتشار گزارشهای شفاف شرکتها، میتواند زمینه بازگشت آرام اعتماد را فراهم کند؛ هرچند این فرآیند، تدریجی و محتاطانه خواهد بود.
به باور او بخش مهمتر ماجرا به دوران پساجنگ مربوط میشود؛ دورهای که اقتصاد برای بازسازی زیرساختها، احیای تولید و تامین مالی پروژههای بزرگ، ناچار به جذب منابع گسترده خواهد بود. از نگاه این کارشناس در چنین شرایطی بازار سرمایه میتواند چه از مسیر افزایش سرمایه شرکتها چه انتشار اوراق و چه صندوقهای پروژه از یک بازار صرفا معاملاتی به موتور تامین مالی اقتصاد تبدیل شود.
به گفته اعلمی صنایع فولادی، سیمانی، پتروشیمیهای پایه، نیروگاهیها و شرکتهای مرتبط با ساختوساز، احتمالا در خط مقدم بازسازی قرار خواهند گرفت؛ صنایعی که تجربه جهانی نشان میدهد معمولا در دورههای پسابحران، زودتر از سایر بخشها وارد مسیر بازیابی میشوند و شرکتهایی که آسیب دیدهاند هم با ارائه گزارشهای شفاف و اعلام برنامه بازسازی میتوانند به تدریج اعتماد بازار را برگردانند.





نظر شما